بايگانی وبنوشت
اژدها وارد میشود
خب خیلی زود و بدون پسنوشت میرم سر اصل مطلب و به تمام پرسپولیسیهای عزیز که رنگ لباس تیمـشون، رنگ خونـشونه تبریک میگم! بالاخره بعد دو سال آوانس دادن تو 10 دقیقه با 10 نفر ترتیب حریف رو دادیم و حق خودمون رو گرفتیم! بماند که دیگه زور داور هم به تیم ما نرسید… فعلا استقلالیها هم آسمون رو که میبینن باید یاد پرسپولیس بیفتن… بله…!
پسنوشت: تف به گور پدر بیشرف تمام داورهای نامرد عوضی! یهو یاد اون فصلی افتادم که علی دایی 2تا بازی به استقلال باخت در حالی که تیمش سر بود، ولی استقلال به زور داور برد…
پسنوشت دو: یکی نیست به این مظلومی حمال بگه آخه زیقی تو رو چند نفر تو دنیا میشناسن؟ آخه تو عمرت جز مربیهای پرسپولیس چندتا مربی بزرگ دیدی که انقد زبونت همیشه درازه؟ تیمش 6تا هم که بخوره باز میاد میگه تیم ما 120تا موقعیت گل داشت، میگه حریف یه موقعیت گل داشت 6تا گل زد، میگه حریف داور رو خریده بود و از این دریوری ها…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریاضی؛ انتخابی بین گرافیک و عکاسی!
همیشه از بچگی به عکاسی علاقه داشتم. اولین باری که دوربین عکاسی دستم گرفتم حتی 6 سالم هم نبود. اون موقعها مثل الان دوربینها لرزشگیر و تنظیم اتوماتیک نور و رنگ و… نداشتن. بابام بهم گفت که باید چیکار کنم، منم با این که دوربین برام خیلی سنگین بود به زور تنظیمش کردم و یه عکس از یه گل گرفتم. یاد بخیر… چه عکسی شد! وقتی نگاتیوش ظاهر شد و دیدم که عکسم تار یا تاریک یا پرنور نیفتاده خیلی ذوق کردم! آخه برا یه بچهی کوچیک عکسبرداری با دوربین زنیت کار راحتی نبود.
چند سال بعدش که دوربینهای دیجیتال و دوربینهای ویجیای موبایل رو شناختم خیلی دوست داشتم که عکسها رو توی کامپیوتر ادیت کنم! اون اولا با ویزاردای آماده و اکشنهای فتوشاپ و فتوایمپکت رو عکسها کار میکردم. کمکم حس کردم رتوش عکس و دست بردن توی عکس خیلی کار ساده و سخیفیه. به خاطر همین سعی کردم از صفر طراحی کنم. یه صفحهی سفید تمام چیزی بود که باید خودم تمام المانهای یه طرح رو روش پیاده میکردم. به جای بازی کردن با پلیاستیشن با کورل دراو و فتوشاپ و فتوایمپکت بازی میکردم. به جای ور رفتن با مجلههای زرد کتاهبای آموزشی گرافیک کامپیوتری رو می خوندم. فهمیدم از بین تمام شاخههای گرافیک به اینفوگرافی، تایپوگرافی، طراحی پوستر و طراحی لوگو بیشتر از بقیهی چیزا علاقه دارم.
من با همین چیزا بزرگ شدم. سال دوم و سوم راهنمایی کارهای گرافیکی نمایشگاه حلی رو انجام دادم؛ سال اول دبیرستان که مشاورمون فهمیده بود من یه ذره از گرافیک سر در میارم هر کار مربوط یا نامربوط به طراحی رو میسپرد به من! دوم دبیرستان گرافیست سمینار حلی بودم. بزرگ ترین کار عملیاتی من تا اون موقع همین بود. واقعا خیلی چیزا یاد گرفتم و خیلی از چیزایی که بلد بودم رو تونستم توی کارهای اون موقع پیاده کنم. با این که میدونستم هیچ چیز قابل توجهی از گرافیک و طراحی به شکل حرفهای بلد نیستم اما خودم هم کمکم باورم شد که گرافیستام. شاید اگه از اون اول تعریف و تمجید دوستام و آشناها و مسئولای مدرسه نبود دیگه هیچوقت به این کار ادامه نمیدادم! هرچند خودم همیشه عدم وجود سلیقه رو توی همه ی طرحهام حس میکردم و هنوز هم حس میکنم!
اما چیزی که توی سه سال اخیر خیلی ناراحتم می کرد این بود که هیچوقت نتونستم به طور تخصصی برم و علاقهم رو دنبال کنم. موقع انتخاب رشته میخواستم برم رشتهی انسانی که توی دانشگاه باستانشناسی بخونم یا برم هنرستان و به شکل تخصصی گرافیک کامپیوتری رو ادامه بدم… اما افسوس که توی اکثر مدارس سمپاد فقط دوتا حق انتخاب داری: یا ریاضی، یا تجربی! توی حلی جبرا مختار بودم که یکی از اینا رو انتخاب کنم؛ اما همیشه برای لحظه هایی که میتونستم روی طراحی وقت بذارم ولی سر کلاس ریاضی و فیزیک بودم افسوس خواهمخورد…
من تا آخر عمرم حسرت همهی لحظههایی که پای فرمول های ریاضی و نمودارهای فیزیک حروم کردم رو می خورم…
پسنوشت: من هیچ علاقهای به لفظ «مهندس» قبل از اسمم ندارم! ترجیح میدم یه طراح بدون پیشوند باشم!
پسنوشت 2: یه عکس از دوربین مذکور میذارم ببینید که من از زمین خاکی به اینجا رسیدم:
اعتیاد شدید…
جدیدا (یعنی تقریبا 1سال) معتاد شده ام!
یعنی یه سایتی راه افتاده که یه عده رو مثلا سرگرم کنه، اما در واقع اعتیاد بسیار شدیدی ایجاد میکنه که عده اندکی ازش میتونن جون سالم به در ببرن |:
شاید خیلیها خبر داشته باشن که سایت تراوین چهقدر جذاب و سرگرم کنندهس اما مشکلش اینه که آدم اینقدر باهاش کیف میکنه که دیگه نمیتونه ولش کنه!
پس توصیهی برادرانهی من به شما اینه که نه خودتون تو این بازی ثبت نام کنید، نه بذارید کسی از آشناهاتون توش ثبت نام بکنه.
هر کسی رو هم که دیدید که داره تو این سایت بازی میکنه حتما باید 2هفته ببندینش به تخت، تا وقتی بعد 2هفته رفت تو اکانتش و دهکده نابودش رو دید که 2000تا حمله شده بهش، خود به خود بازی رو ترک کنه!








